من و افکارم!!!!!!

زیر پوست من

کشتار دسته جمعی
ساعت ۳:٢٠ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/۸/٢٧  کلمات کلیدی:

وقتی به اون همه زبون بسته نگاه می کنم که بع بع می کنند و آماده مرگ میشن، دلم می گیره. امروز چه جنایتی شده.

شاید گوسفنده ناکام از دنیا رفته(حالا درباره ناکام هرجور خواستی فکر کن)

امروز کشتن و خوردن، یکم هم اینور و اونور دادن که من به شخصه نیازمندی توشون ندیدم!!

ما که رسیدیم خونه، کله گوسفنده رو که دیدم دلم گرفت!!

چشم آبی با موهای قهوه ای بلوند و پیشونی سفید، شک ندارم از من خوش تیپ تر بود، اما فقط یک کله بود، منی که همه چیز کشتم و تشریح کردم!!!! ناراحت شدم.

دوباره دارم بچه میشم، مامانم میگه بچه که بودی، گوسفند یا هرچیز دیگه ای که می کشتیم تو گریه می کردی!!

چه بلایی داره سرم میاد!!؟؟؟