من و افکارم!!!!!!

زیر پوست من

خون
ساعت ۳:۳٩ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/۸/٢٧  کلمات کلیدی:

خون، خون است.

قدیما خون می دادن(آدم قربونی می کردن)، حالا گوسفند!!!(ایده و فکر یکیه)

چون انسان می ترسه، از همه چیز می ترسه، مخصوصا از طبیعت!!! و بیشتر از همه از جونه خودش، می ترسه یه روز بمیره!!

اما

برای رسیدن به بهشت باید از مرگ بگذری(گرچه اعتقادی بهش ندارم)

برای رفتین به لندن باید هواپیما سوار شی(برای اونا که از پرواز می ترسن و عاشق لندنن)

و...