من و افکارم!!!!!!

زیر پوست من

اتاق فکر
ساعت ٦:٤۱ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٩/٩/۱٤  کلمات کلیدی:

امروز، اتاق فکرم سخت مشغوله!!! شاید فردا هم همینطور باشه!! اون این چیزا رو می دونه و می خواد کنار هم قرار بده!!!

 

می دونه تو وبلاگ داشتی یا داری!! حداقلش اینه که می دونی کجاها بری!!

می دونه تو افکار خاصی داری!!

می دونه تو کاشفی!!

می دونه تو دوست داری شاد باشی!!

می دونه که اصلا ممکنه این موضوع اهمیتی برات نداشته باشه!!

می دونه که تو به تنهایی می تونی گلیمت و از آب بکشی بیرون!!

می دونه تو سهراب و فروغ و شاملو و حافظ و اینجور چیزا رو می خونی!!

می دونه تو از تنیس خوشت میاد یا فکر می کنی با کلاسه!!

می دونه تو دوست داری آزاد باشی!!

می دونه تو احساساتی هم هستی!!

می دونه داری فرار می کنی!!

می دونه هر کسی می تونه تغییر کنه و همه ممکنه خصلتایی داشته باشند که به نظر طرف خوب یا بد بیاد!!

می دونه تو تاوانش نیستی!!

می دونه تو درمونشی!!

و ....

حالا فکر می کنی من با این دونسته ها چیکار می تونم کنم؟؟

 

من می تونم اینارو رمزیابی کنم؟؟؟

می تونم راجع به خوبیها و بدی هات یک مقاله بنویسم!! می تونم اورست و جابجا کنم!!! می تونم یک ماشین با تکنولوژی بیومتریک بسازم!! می تونم بدون لباس مخصوص برم فضا!! می تونم از برمودا رد شم!!! می تونم یکسال بدون هیچی زندگی کنم!!! می تونم روزی 100 کیلومتر راه برم!! می تونم با درنده ترین حیوونا بجنگم!! می تونم فضاییا رو شکست بدم!! می تونم کل اقیانوسارو رو شنا کنم! می تونم یک هرو باشم!!

اما نمی دونم که می تونم تو رو کشف کنم!!؟؟