من و افکارم!!!!!!

زیر پوست من

نبرد!!!
ساعت ۸:۳٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸٩/٩/۱٦  کلمات کلیدی:

دیگر برای هراسیدن وقتی نیست!!!

همرزم!!؟؟؟

نمی خواهم!!

اسبم رو زین می کنم!!!

نه!! پای پیاده، اسبم را هم آزاد می کنم!! تو آزادی، برو!!

شرمنده ام اسب من، من آمده ام به اسارتم پایان دهم!!

سپر و شمشیرم را بر می دارم و زره می پوشم!!!

نه!! نیازی نیست!!

زره را در می آورم و سپر و شمشیرم را می گذارم!!!

حال سوی تو می آیم!!

برای جنگ با تو!!!

آسوده خاطر!

با دست های خالی!!

پیراهنم را در می آورم!!

جای دقیق قلبم را نشانه می گذارم!!!

مبادا خطا بزنی!!!

...

قلب تیر خورده من، متلاشی می شود ولی تو را به زانو در می آورد!!!

آنوقت زانو خواهم زد!!!